![]() |
![]() |
|
| ما عاشقیم |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هفتم شهریور 1385ساعت 20:57 توسط محمد نیک اندیش |
|
ميتونم تو لحظههاي بيكسيت، واسه تو مرحم تنهايي باشم
ميتونم با يه بغل ياس سفيد، تو شبات عطر ترانه بپاشم
ميتونم از آسمون قصهها، واسه تو صد تا ستاره بچينم
ميتونم حتي اگه دلت نخواد، واسه تو روزي هزار بار بميرم
ميتونم با يه سلام گرم تو، تا ابد زندگيمو آبي كنم
ميتونم رو شونههاي مردونت، دردامو با هقهقم خالي كنم
ميتونم با تو به هر جا برسم، توي خواب اسمتو فرياد بزنم
ميتونم قصهي ديوونگيمو، توي كوچههاي شهر داد بزنم
ميتونم تا به هميشه پا به پات، توي هر قصه كنارت بمونم
ميتونم زير پر ستارهها، واست از ليلي ومجنون بخونم
ميتونه نگاه مهربون تو، منو تا مرز شقايق ببره
ميتونه قشنگي برق چشات، منو از ياد حقايق ببره
ميتونه دستاي تو رو شونههام، خبر از يك شب يلدا رو بده
ميتونه بوسهي تو رو گونههام، واسه من نويد فردا روبده
ميتونه صداي گرم خندههات، همه قصههامو رؤيايي كنه
ميتونه گرماي مهربونيهات، همه زندگيمو مهتابي كنه ميتونه وجود سرد و خستمو، شوق ديدار تو مبتلا كنه ميتونه حس غريب بودنت، درداي زندگيمو دوا كنه ميتوني توخستگيهاي تنت، به من و شونهي من تكيه كني ميتوني با يه نگاه زير چشم، دل كوچيكمو ديوونه كني ميتونن رازقيياي باغچهمون، تا هميشه بوي دستاتو بدن ميتونن حتي اگه خودت نگي، واسه من از عشق تو خبربدن ميتونن همه تو اين شهر بزرگ، منو ديوونهي عشقت بدونن بذاراز اينجا به بعد مردم ما، منو مجنون تو شعرا بخونن.................دوست دارم ______*#######* |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هفتم شهریور 1385ساعت 20:47 توسط محمد نیک اندیش |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هفتم شهریور 1385ساعت 20:43 توسط محمد نیک اندیش |
|
من به غير از تــــو نخواهم ، چه بدانی ، چه ندانی از درت روی نتــــــــابم ، چه بخوانی ، چه برانی دل من ميل تـــــــو دارد ، چه بجوئی چه نجوئی ديده ام جـای تــــو باشد ، چه بـمانی ، چه نـمانی مـن کـه بيمار تـــــو هستم ، چه بپرسی چه نپرسی جان به راه تـــــــو سپارم ، چه بدانی ، چه ندانیميتوانی به همه عـمر ، دلم را بفريبی ور بکوشی ز دل من بگريزی ، نتوانی دل من سوی تــــــو آيد ، بزنی يا بپذيریبوســــه ات جان بفزايـد ، بدهی يـا بستانی جانی از بهر تـو دارم ، چه بخواهی چه نخواهیشعرم آهنگ تــو دارد ، چه بخوانی چه نخواهی |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هفتم شهریور 1385ساعت 20:42 توسط محمد نیک اندیش |
|
![]() ![]() |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هفتم شهریور 1385ساعت 20:41 توسط محمد نیک اندیش |
|
از پشت شیشه، تصویر این شهر، دلگیر همیشه
شهر غریب، دلهای غمگین، هوای بی تو، هوای سنگین خونه ی بی تو، مثل یه زندون، حیف من و تو، حیف عشقمون خونه ی بی تـــــــو مثل یه زندون حیف من و تو حیف عشقمون حیف تو بود، حیف تو بود، ای گل من عشق اگه بود، عشق تو بود، ای گل من حیف تو بود، حیف تو بود، ای قلب من ...آخر جاده عاشقی تنها شدم گفتی خداحافظ .. گفتم خداحافظ گفتی پشیمون، گفتم که هرگز نفس بریده، دستای لرزون اشک توی چشمام، حیف نگفتم بمون غم یه عــاشـــق .. غم کمی نیست، چه فایده از اشـــک وقتی، وقتی کسی نیست
درد یه عاشق، درد کمی نیست، چه فایده از اشک، وقتی!! وقتی کسی نیست
حیف تو بود، حیف تو بود، ای گل من، عشق اگه بود، عشق تو بود ای گل من
حیف تو بود، حیف تو بود، بر باد بری، مثل یه قصه ی کهنه شده از یاد بری
گفتی خداحافظ .. گفتم خداحافظ |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هفتم شهریور 1385ساعت 20:40 توسط محمد نیک اندیش |
|
از پشت شیشه، تصویر این شهر، دلگیر همیشه
شهر غریب، دلهای غمگین، هوای بی تو، هوای سنگین خونه ی بی تو، مثل یه زندون، حیف من و تو، حیف عشقمون خونه ی بی تـــــــو مثل یه زندون حیف من و تو حیف عشقمون حیف تو بود، حیف تو بود، ای گل من عشق اگه بود، عشق تو بود، ای گل من حیف تو بود، حیف تو بود، ای قلب من ...آخر جاده عاشقی تنها شدم گفتی خداحافظ .. گفتم خداحافظ گفتی پشیمون، گفتم که هرگز نفس بریده، دستای لرزون اشک توی چشمام، حیف نگفتم بمون غم یه عــاشـــق .. غم کمی نیست، چه فایده از اشـــک وقتی، وقتی کسی نیست
درد یه عاشق، درد کمی نیست، چه فایده از اشک، وقتی!! وقتی کسی نیست
حیف تو بود، حیف تو بود، ای گل من، عشق اگه بود، عشق تو بود ای گل من
حیف تو بود، حیف تو بود، بر باد بری، مثل یه قصه ی کهنه شده از یاد بری
گفتی خداحافظ .. گفتم خداحافظ |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هفتم شهریور 1385ساعت 20:40 توسط محمد نیک اندیش |
|
از پشت شیشه، تصویر این شهر، دلگیر همیشه
شهر غریب، دلهای غمگین، هوای بی تو، هوای سنگین خونه ی بی تو، مثل یه زندون، حیف من و تو، حیف عشقمون خونه ی بی تـــــــو مثل یه زندون حیف من و تو حیف عشقمون حیف تو بود، حیف تو بود، ای گل من عشق اگه بود، عشق تو بود، ای گل من حیف تو بود، حیف تو بود، ای قلب من ...آخر جاده عاشقی تنها شدم گفتی خداحافظ .. گفتم خداحافظ گفتی پشیمون، گفتم که هرگز نفس بریده، دستای لرزون اشک توی چشمام، حیف نگفتم بمون غم یه عــاشـــق .. غم کمی نیست، چه فایده از اشـــک وقتی، وقتی کسی نیست
درد یه عاشق، درد کمی نیست، چه فایده از اشک، وقتی!! وقتی کسی نیست
حیف تو بود، حیف تو بود، ای گل من، عشق اگه بود، عشق تو بود ای گل من
حیف تو بود، حیف تو بود، بر باد بری، مثل یه قصه ی کهنه شده از یاد بری
گفتی خداحافظ .. گفتم خداحافظ |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هفتم شهریور 1385ساعت 20:40 توسط محمد نیک اندیش |
|
|
پاك يعني سرزمين لحظه يعني بيداد عشق من باختن عشق جان يعني زندگي ليلي و قمار مجنون در ساختن عشق دل يعني كلبه وامق و يعني عذرا عشق شدن من عشق فرداي يعني كودك مسجد يعني الاقصي عشق / من عشق آميختن افروختن يعني به هم عشق سوختن چشمهاي يكجا يعني كردن پر ز و غم دردهاي گريه خون/ درد بيشمار عشق من يعني الاسرار كلبه مخزن اسرار يعني
اگه یه وقت بغض می کنم گاهی تبسم می کنم میخوام بگم عاشقتم دست و پام رو گم میکنم مخوام بگم جون منی آتیش به جونم میگیره میخوام بگم دوستت دارم اما زبونم میگیره |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هفتم شهریور 1385ساعت 20:33 توسط محمد نیک اندیش |
|
|
غم آمده ، غم آمده ، انگشت بر در می زند !
هر ضربه ی انگشت او بر سینه خنجر می زند ...
ای دل بکش یا کشته شو ، غم را در اینجا ره مده گر غم در اینجا پا نهد آتش به جان در می زند
از غم نیاموزی چرا ای دلربا رسم وفا ؟؟؟ غم با همه بیگانگی هر شب به ما سر می زند ... |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سی ام مرداد 1385ساعت 13:40 توسط محمد نیک اندیش |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
عشق
|
| نوشته های پیشین |
|
شهریور 1385 مرداد 1385 |
|
RSS
|