![]() |
![]() |
|
| ما عاشقیم |
|
غم آمده ، غم آمده ، انگشت بر در می زند !
هر ضربه ی انگشت او بر سینه خنجر می زند ...
ای دل بکش یا کشته شو ، غم را در اینجا ره مده گر غم در اینجا پا نهد آتش به جان در می زند
از غم نیاموزی چرا ای دلربا رسم وفا ؟؟؟ غم با همه بیگانگی هر شب به ما سر می زند ... |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سی ام مرداد 1385ساعت 13:40 توسط محمد نیک اندیش |
|
|
مهربان ، مهربان نگار بیا ! ای گل سرخ نو بهار ، بیا ! درد هجرت قرار دل را برد تا دلم را دهی قرار ، بیا ! بر سر شامگاه درد آهنگ ، دیده ام شد ستاره بار ، بیا ! تا نگاهت شکوه مریم صبح ، بنماید به شام تار بیا ! تا نشانی نشای گل ها را ، به گلستان روزگار بیا ! از رخ خوب تر ز خورشیدت ، پرده بر دار و آشکار بیا ... ! |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سی ام مرداد 1385ساعت 13:39 توسط محمد نیک اندیش |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سی ام مرداد 1385ساعت 13:31 توسط محمد نیک اندیش |
|
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سی ام مرداد 1385ساعت 13:25 توسط محمد نیک اندیش |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
عشق
|
| نوشته های پیشین |
|
شهریور 1385 مرداد 1385 |
|
RSS
|